پیکان سوار جگر دار

مطا لعه ی حال و هوای آدم ها خود عالمی دارد .دانستن روحیات ، رفتار وکردار تیپ های شخصیتی گو ناگون خالی از فایده نیست وخیلی هم نیاز به دم ودستگاه خاصی ندارد .کافی است  چرخی به سطح شهر بزنی ویک دور از خیابان ها ، کوچه ها ومحله ها بگذری و سرکی هم به بازار بزنی و از این مغازه و آن مغازه چیزی بخری ،گوشی دستت می آید البته اگر چشم باز کنی وخوب ببینی !

دم غروب سوار پیکان قراضه ای کرایه ای شدم . در طول مسیر نگاه های متفاوت پیاده ها وسواره ها را نسبت به این ماشین  از زوار در رفته و راننده اش ، ور انداز می کردم . بعضی ها متکبرانه نگاه می کردند اما چیزی نمی گفتند وحرکتی انجام نمی دادند . بعضی ها در دنیای خودشان غرق بودند وتوجهی به عالم وآدم  نداشتند حالا یااز سر گرفتاری وبدبختی  یا روح پاک عارفانه شان ! وعده ای هم از همان "نگه کردن های عاقل اندر سفیه " داشتند  و  معلوم  بود   که  با  بر خورد و رفتار کنایه آمیزشان ، می خواهند راننده ی نجیب این ماشین را توهین وتحقیر کنند .!

راننده ی جوان ماشینی که زمانی برای خودش برو بیایی  داشت ، گویا هر لحظه ای که جهت تامین خرج خانواده مجبور است  بر مرکب رهوارش بنشیند ، این جور نگاه های زننده و ادا و  اطوارهای  غیر  انسانی  را می بیند  اما تحمل می کند وچاره ا ی هم جز این ندارد !این را زمانی فهمیدم که دیدم سمندی نو با حالت خاصی از کنارش گذشت .بنده ی خدا که دل پر ی از این آدم ها وحر کت ها شان داشت به حرف آمد وگفت : سر  جاده  و در خیابان ، ماشین های مدل بالا دو جور بر خورد با ما دارند ؛ یا از ترس آن قدر فاصله می گیرند که نکند پر این ماشین به جایی از ماشینشان گیر کند یا با سرعت از کنار ما می گذرند که خدای نکرده جیز نشوند !

همین راننده ی زحمت کش و زجر کشیده می گفت: زمانی یکی از این ماشین های مدل بالا از پشت به من زد ولی از ترس خسارت فرار کرد وآن موقع دویست هزار تومان خرج رو ی دست من گذاشت ؛ از طرفی یک روز داشتم پارک می کردم . متوجه نبودم ، یواشکی زدم به ماشین بغل دستی .چند جا آدرس وشماره تلفن همراه ومنزلم را نوشتم تا صاحب ماشین آمد و خسارت به او دادم واز نگرانی ودین در آمدم .!

بعضی ها بنز سوارند ولی یک ذره جگر ندارند ، عده ای فولکس واگن سوارند ولی تا بخواهی جگر دار !!

/ 0 نظر / 15 بازدید