نقطه ی رهایی

همان گونه که اخلاق ها ، عادت ها، و بینش های افراد انسانی متفاوت است،فراز ها و فرودهایشان هم با یک دیگر فرق داردحتی بین کسانی که به ظاهر در یک مسیرمشخص در حال حرکت و تکاپو هستند.هرگز نمی توان دوفرد انسانی را در یک زمینه عین هم دانست ، بالاخره تفاوتی هر چند مختصر وناچیز وجود دارد،هیچ گاه دو نفر ظاهرا یک جور در بینش و عقیده ، مثل هم نمی اندیشند. این همان جاذبه ای است که در نظام احسن هستی به روشنی آفتاب و زلالی آب چشمه برای همگان قابل درک است.

برای رها شدن از وابستگی های دست و پاگیر و پروازبه سوی کمالات مطلوب هم انسان ها نقطه ی یکسانی را طی نمی کنند.هر کسی با پیش زمینه ها ، استعداد ها ، اخلاقیات و رفتار های سازمان دهی شده ی درونی اش ،نقطه ی رهایی متفاوتی را نسبت به دیگران تجربه می کند. به خاطر همین است که هیچ گاه دست انسان برای رسیدن به آخرین حد کمالش بسته نیست. از هر  جرقه و نسیمی می توان برای جهش بهره گرفت. هر کسی  نیاز  به  سکویی  خاص  برای  پریدن دارد. نمی توان همه ی انسان ها را از یک نقطه ی  تعریف  شده ی  عمومی  به  سمت  ملکوت سوق داد.مرکز های اوج گرفتن بنا به افراد انسانی تغییر می کنند، شاید مرکزی که برای یکی اوج بخش است برای دیگری کمال بخش  نباشد. بنا بر این نمی توان برای همه نسخه ی واحدی پیچید؛روح متنوع بشر، ایجاب می کند، نسخه های متنوعی برایش پیچیده شود ، بهتر این است که استادی طی کرده و مسیر راه را پیموده با توجه به قابلیت درونی انسان ها برایشان نقطه ی رهایی مشخص  کند، اگر چنین چیزی میسر نشد، بهترین طبیب خود انسان است به شرطی که خود بخواهد.   

/ 0 نظر / 7 بازدید