صد رحمت به مار وعقرب !

بعضی موقع ها گله های ما ازسر بی دقتی ونرسیدن به عمق قضیه است ! ما گویا باورمان  نشده  که   عده ای بیمارند ونمی توانند مرضشان را درمان کنند. عقرب باید بگزد ومار باید نیش بزند، به همین صورت ، بعضی آدم ها مثل این که مجبورند بگزند و نیش بزنند و اذیت کنند . اگر گزیدن عقرب ونیش زدن مار عجیب نیست ، چرااز گزیدن و نیش زدن بعضی آدم ها تعجب می کنیم ؟ والبته باید هم تعجب کنیم ! هم آری هم نه ! باید تعجب کنیم از این که چرا انسانی که مظهر عاطفه ، پاکی ، کمال جویی و حس برتر نوع دوستی است به این مرحله رسیده که به جز نیش زدن و گزیدن ، جانش از هیچ چیز راضی نمی شود و نباید از چنین خوی و خصلتی تعجب کنیم چراکه وقتی انسان از چارچوب حقیقی اش دور شود ، همه کاری از دستش بر می آید، گزیدن ونیش زدن که سهل است ، حاضر  نیست  روزی را بدون کشتن و تکه تکه کردن هم نوع خویش سپری کند!

 آدمی که در طول عمرش یک بار به عاطفه های انسانی نیندیشید ، در فضای آسمانی سیر نکرد ، زیبایی های  خوب بودن رانچشید و لذت های هم نوع دوستی را نفهمید ، معلوم است که نمی تواند ، انسان وار زندگی کند! او باید آدم بکشد نه این که مجبور است بلکه خودش را چنین ساخته است ؛ او باید زنده زنده جنین از شکم مادر مظلوم در بیاورد وروز روشن سر مادر وجنین را ببرد ! او چاره ای ندارد جز این که در خواب وبیداری بمب وموشک بر سر مردم ببارد وخانه ها رابر سرشان ویران نماید . او باید هر روز آتشی تازه در جهان شعله ور سازد . کاش او عقر ب و مار بود ! از بس دراین آوارستان بر پیکر انسان ها، زخم های مرگبار کاری زدند که صد رحمت به گزش عقرب و نیش مار!

آیا حد و اندازه ی جنایت های آمریکا و هم دستانش قابل مقایسه با گزیدن عقرب و نیش مار است ؟!

/ 0 نظر / 17 بازدید