درحسرت جمع شدن خوان کرم!

گویی همین دیروز بود که سفره اش راپهن کرده بود!سفره ای به پهنای جغرافیا ی اسلام وانسان !خوان گسترده ای که دوست ودشمن نمی شناخت! همه ی موجودات برسراین خوان کرم نشسته بودند!آهنگ زیبای  زمزمه های عاشقانه اش زمین وزمان رابه رقص درآورده بود. همه خودرامیهمان این سفره می دانستندوچه قدر بریکدیگر فخرمی فروختندکه برسرآن دعوت شده اند!

 نگاه مهربان میزبان این سفره ی بزرگ بودکه همه رانوازش می دادوزیریک سقف وکنارخنکای پرجاذبه ی بهاری جمع می کرد!آدم هایی که برسراین سفره نشسته بودند ، نسبت به هم مهربان تر ، صمیمی تر وعاشق ترشدند!این سفره ،دل هارابه هم گره زده بود ، راه هارابه هم نزدیک تر وفاصله هارا ازهم کمتر کرد! انگیزه های مشترک رابرای به یک نقطه ی رهایی ، زیادنمودوموانع بازماندن ودرجازدن رابرداشت.

هرکسی از این سفره به اندازه ی بهره وجودی واستعداددرونی اش ، استفاده کرده ومنوی غذایی این خوان کرم ،محدود به یکی دونوع غذای خاص نبوده است! نوع پذیرایی ازمیهمانان برسراین سفره ی استثنایی به صورت "منوباز"تدارک دیده شده است!کیست که ازاین پذیرایی خوشش نیامده باشد!

اکنون درساعت های پایانی این میهمانی وپذیرایی ویژه به سرمی بریم! آیا حق نداریم به عنوان میهمان که عادت به این همه پذیرایی چشم گیر ، استثنایی وبی نظیر کرده ، ازجمع شدن این سفره ناراحت باشیم ودرحسرت برنده شدن جایزه ی ویژه اش درپایان آن خوان کرم بمانیم! ؟البته کرم صاحب این خوان، آن قدر زیاداست که بی شک حسرت جایزه ویژه ی فطری اش رادردل کسانی که برسرسفره اش نشسته اند ، نگذارد!

 

/ 0 نظر / 21 بازدید