راه های نرفته !

تمام ان و من کردن ها ، شل گرفتن ها، باری به هر جهت ها و امروز و فردا کردن های ما برای این است که یا براساس هدف و برنامه ریزی زندگی نمی کنیم یا به هدف و مسیرمان باور نداریم! اگرباورمان شود ، لحظه ای درنگ نمی کنیم و برای رسیدن به قله های نهایی هدف ،سر از پا نمی شتاسیم . بزرگان دین به ما یاد دادند که برای جلو گیری از ایستایی و ترغیب، به سمت پویایی و پایایی، لحظه به لحظه مسیر های رفته و راه های نرفته و باقی مانده تا هدف را مرور کنیم تا انگیزه ای همیشگی برای پیمودن جاده ی مقصود داشته باشیم!

وقتی آدم های خلافکاررا می بینم که در راه خلافشان بسیار جدی و با انگیزه اند، ضمن تاسف خوردن از اینکه چرا باید انسان ، گوهر انسانی اش را به این راحتی بفروشد تا هم سطح حیوان هازندگی کند ، انگیزه ی بیشتری برای کار پیدا می کنم، اگر خواب آلودم، بیدار می شوم،اگر نشسته ام، می ایستم، خوابیده ام، پا می شوم؛ به غیرتم حسابی بر می خورد که آدم هرزه ای در هرزگی اش آن قدر جدی باشد که خواب از چشمش رخت بربندد، دست دست نکند وساعت ها برای رسیدن به هدف های شوم غیر انسانی اش فکر کند و نقشه بکشد ولی امثال منی که حد اقل در ظاهر مسیرمان انحرافی نیست و جهت کارمان هم معلوم است، وا رفته وخسته و سست باشیم.

یادم نمی رود که حاج حسین ، پدر عزیز تر از جانم، وقتی داشت ،زمین تپه ای بایر و مخروبه اش را خاک برداری  می کرد  تا با زمین دایرش هم سطح کند ،از آن جا که سودا گران گنج، از گذشته نشان گنج از آن مخروبه داشتند، چه شب هایی تاصبح همراه بلدوزرچی بیدار ماندند  تا نکندگنج خیالی از چنگشان در برود! آیا ما حاضریم برای رسیدن  به  گنج های  حقیقی مان  این گونه   در  کمین  فرصت هایی  طلایی باشیم و ثانیه های طلایی زندگی مان را بی هوا از دست ندهیم؟  

/ 0 نظر / 18 بازدید