تشنگان چشمه های قدر

اگرکسی تشنه باشدآب هست.مشکل این است که ماتشنه نیستیم:تشنه ای که برای آب له له بزند،چشمش سیاهی برود،دنیایش به خطربیفتدوهستی اش فقط به جرعه ای آب بندباشد!

تاحال گشته ایدتاببینیدچقدرتشنه داریم؟چه قدربی تاب وبی قرارآب که جانشان به لبشان رسیده پیداکردید؟جوینده ای که یابنده نباشد،وجودندارد،این ادعا نیست ،واقعیت است؛کسی هست که آب جوی بی آب هم دیده باشد؟امکان ندارد،اگرچنین کسی رادیده ایدبدانید که حتما اوجوینده ی آب نبوده است،آب گیریاآب بازبوده مثل مارگیرومارباز!

فرق است بین گیرنده وجوینده!آن هم نه فرق معمولی!جوینده، شایدکم بیابدولی کمش ارزش بسیاری ازبسیارهارادارد.ماتشنه نیستیم،ادای تشنه هارادرمی آوریم ولی تشنه نیستیم وگرنه آب پیدامی شود،شایدآب زمزم که مخصوص تشنگان حقیقی ویژه ای چون هاجرواسماعیل است،گیرهرتشنه ای نیامدولی بهرحال به آب می رسد!گویارمزی است درعالم معنا که به تشنگان حقیقی زودآب نمی دهند،آن گاه به آن هاآب می دهندکه ازهمه جاببرندوبه آن که بایدبپیوندند،متوسل شوندودراین مسیرجانشان به لب برسد.بعضی هاخوب چشمه هارامی شناسند.راه بلدند،اهل کوهستان وچشمه اند.بعضی هاهم زمان جوشش چشمه هارا خوب می دانند.این ها همه تشنگی شان رابازمان جوشش چشمه ها برطرف می کنند.شب های قدرزمان جوشش چشمه های عطوفت وبخشندگی واحسان خداست.

ای تشنگان عالم،قدراین زمان هارابدانیدوبشتابید؛اگرحقیقتا تشنه ایدودنبال آب می گردید.

/ 0 نظر / 9 بازدید