دهن لقی

 بعضی ها اصلا جــک ندارند، دهنـــشان چفت و بست ندارد ، هر چه می خواهند می گویند ، راست و دروغ و فحش و تهمت سرشان نمی شود. این که نمی شود در این دنیای دراندشت هر کسی چشمش را ببندد و هر چی از دهنش درآمد به این و آن نثارکند. شهرهرت که نیست. ظاهرا آدم ها دارند زندگی  می کنند ، پرورش می یابند،به رشد مناسب خودمی رسند.

بارها و بارها به این سخن حکیمانه اعتراف کردم که هرچه بکاری،همان رادرومی کنی!بالاخره هرکی به هرکی که نیست،قرارعالم به قاعده وقانون است.این طورنیست که جوبکاری وگندم دروکنی،ازقدیم گفته اند:گندم ازگندم برو ید جوزجو!

بدنیست ماجرایی برایتان نقل کنم.چندسال پیش به مناسبتی بایکی ازهم محلی های دوران کودکی ام دریک سفرکاری نیم روزه همرا ه شدم . این آقا در آن زمان بین هم بازی ها و کودکان هم سن وسال ما به بد دهنی و فحش و ناسزاگویی شهره  بود . تا  زبان  باز  می   کرد ،  همه می  دانستند چه می خواهد بگوید لذا  امثال  من  از او می ترسیدند و فاصله می گرفتند.وقتی می خواست حرف بزند،رنگمان می پریدکه الآن قصدداردکجا راخراب کند.تصورم این بودکه باگذشت حدودبیست سال ازآن زمان وکسب عناوینی اعتباری چون پدر،دایی،عمو،فارغ التحصیل ازفلان دانشگاه و...لابدبایک انسان متشخص  با  فرهنگی  روبرو  هستم  که  همر ا هی  اش  می  تواند   مایه ی غنیمت باشد غافل ازاین که این آدم باگذشته اش مونمی زد که هیچ،بدترهم شده بود.درتمام مدت آن نیم روزکذایی هرچه ازاوشنیدم ازدایره ی فحش، بدوبیرا، دروغ،تهمت وغیبت بیرون نبود!یک کلمه حرف حسابی از این مرد  نشنیدم.  حالم  داشت  به     هم    می خورد.فهمیدم حسابی عادت کرده وچیزی غیرازاین نمی تواندبگوید.داشتم خفه می شدم ولی به احترام آشنایی گذشته نمی توانستم چیزی به اوبگویم بااین همه آخربه تنگ آمدم وگفتم:فلانی،هیچ تغییر نکردی!فهمید منظورم چیست.بایک حالت شرمندگی جواب داد:عادت کردم،ازبس درخانه همیشه این جوری باماصحبت کردند.گفتم:آیادوست داری فرزندت هم مثل خودت بد دهن باشد؟گفت:نه،گفتم:پس ازهمین الآن سعی کن این عادت زشت راازخوددورکنی!خدامی داندآثارمنفی این عادت بد چه آتشی درجامعه ایجاد کرده ومی کند.

/ 1 نظر / 36 بازدید
دهن لق

امان از دهن لقی خودم