تابش آفتاب بر فراز نیزه !

 

آفتاب اگر آفتاب باشد همه جا می تابد ، چه دراوج آسمان ، چه در ته چاه ، چه بر فراز نیزه و چه در شام خرابه !همه جا می درخشد و نور افشانی می کند . آن ها که به دنبال آفتاب بودند ، هر جا که می رفتند ، پرتوش را می دیدند . چه روزگار عجیبی است ، آنان که چشم  خفاش  گونه شان طاقت دیدن نور آفتاب را نداشت ، با همان نیزه ای که جان آفتاب را گرفتند وبر زمین زدند، دوباره برفراز آن بلندش کردند و به آسمان بردند ! پرتو این روشنایی همان گونه که بر آفتاب جویان  در همه ی مسیر های دشوار صبر ، در بیابان های پر خار آزمایش های سخت وکوچه پس کوچه های بی کسی وغربت کوفه و شام و در شام نامردی و نامرادی وستم ودرکوفه ی تنگ و تاریک پیمان شکنی و بد عهدی ، به خوبی می تابید و دست نوازش بر سرشان می کشید ، چهره ی پلید نیزه داران  نیزه بازان ،مکاران ، نیرنگ بازان و بازان و یوزان را روشن می کرد ، نه برای خودشان ، نه برای مردم آن روز عراق ، بلکه برای همه ی مردم جهان در سر تا سر تاریخ !

 آن شعاع نورانی آفتاب از همان لحظه ای که بر فراز نیزه رفت تا اکنون و تا روز قیامت می درخشد وبزرگ ترین پیام رسان حادثه ی جانسوز کربلا ، همان سر مقدس است ! آن سر  هرگز  بریده نشده  و نمی شود . مگر کسی می تواند سر حجت خدا را ببرد ؟! آن سر ، سرای حبیب است ، سری است که هزار سودای آسمانی در آن است ! سری است که سرهای عالم به آن بر کشیده اند وتاج افتخار بر سر گذاشته اند !

آنان که با قساوت هر چه تمام تر خواستند سر آفتاب را ببرند ، بی گمان سر خویش رادر همان لحظه بریدند و بر باد دادند و تاج پادشاهی و عزت بر سر خورشید گذاشتند !

/ 5 نظر / 16 بازدید
ماسح

دعوت به خواندن داستان!

محمد مهدی صادقی

سلام استاد . وبلاگ کلاس 106 دبیرستان ماندگار شیخ صدوق افتتاح شد. آدرس: class106.abarblog.ir وسایت دانلود نرم افزار: sadeghi-m.lxb.ir

صدای باران

میل به تبادل لینک دارم ...........................................تبادل؟[منتظر]

Mahdi Sahranavard

اقای احمدی سلام صحرانورد هستم دانش اموز شما در دبیرستن مهدیه وبلاگ خیلی قشنگیه خواستم سلامی عرض کنم .[لبخند]