تاهوا صاف نباشد...

تا هوا صاف نباشد، خورشید ظاهر  نمی شود.  ماه  نمی تابد  و  ستاره ها ،  خود نمایی نمی کنند و  زمینه ی  آبی  آسمان ،چشم های خیره شده به  آن  را  نوازش     نمی کند. تا هوا صاف نباشد، چشمه ها نمی جوشند،رود ها جاری نمی شوند وبه دریا ها نمی پیوندند ودریا ها به  اقیانوس باز نمی گردند.تا هوا صاف نباشد،باغ سبزنمی شود،  درخت ها میوه نمی دهند،  گل ها  نمی بویند، بلبل و قناری ترانه نمی خوانند،باغبان انگیزه ای برای باغبانی ندارد.تاهوا صاف نباشد،جهان افسرده و گرفته است،نشاط و شادابی در میان نیست. زمین،زمینه ندارد،زمان،جان نداردو مکان،امکان پرورش در خود نمی بیند.همه،می میرند، نای ماندن ندارند!

در هوای تیره،سیاهی حکومت می کند. تاریکی روشنی را کنار می زند و خود بر مسند جلوه گری می نشیند، ابر هااجازه ی هیچ نوع درخششی به خورشید،ماه وو ستاره نمی دهند.آن ها عاشق سیاهی اند وبیزار از نور و روشنایی! وقتی هوا نا صاف باشد، از جوشش چشمه وجاری شدن رود وپیوند بین دریا و اقیانوس خبری نیست؛ هر چه هست خشکیدن است و ترکیدن؛در این هوای ناسالم و گرد گرفته ، بیابان و کویر بر باغ و دشت فخر می فروشند و اصلا به آن هااجازه ی نفس کشیدن نمی دهند! سنگ ها و کلوخ ها بر گل ها و میوه ها حکمرانی می کنند وبه جای پخش شدن ترانه ی قمری و بلبل ، صدای نعره ی خران و کره خران همه جا بلنداست. در هوای نا پاک،به جای باغبان مهربان ،پاسبان خش بد نهاد، با تماشاگران رو به رو می شود.چه تلخ است تحمل  هوای  تیره و تار،   هوایی که در آن خورشید وماه نمی درخشند.چشمه ها نمی جوشند.از دریا ،اقیانوس ، باغ سرسبز ، میوه ، گل ،بلبل و...خبری نیست!

آیا هوای حکومت ظاهری طاغوت ،زمانی که امامان معصوم (علیهم السلام )را از خلافت کنار زدند، تیره و تار نبود؟!

/ 0 نظر / 17 بازدید