شارون؛ بین زندگی نباتی وحیوانی!

درهرم هستی، هرموجودی کمال جو است وبراساس ذات ونهادش میل به پیشرفت وترقی دارد.همه ی موجودات عالم به آن چه حق آن هاست وبایدبرسندمی رسند، اما از بین آن ها،انسان ها  به حکم داشتن اختیار، آزادی و حق انتخاب می توانند برخلاف فطرت حقیقی انسانی انسانی خود حرکت کنند و  افسار  نفسشان  را رها نمایند تا هر کجا که میل دارد برود. این که  قرآن  کریم  ،  مسیر   بعضی  از  انسان ها  را  پست ترازمسیرطبیعی تکاملی چهارپایان ، معرفی می نماید ، بخاطرهمین واداگی سرمایه ی انسانی است.

انسان به طورطبیعی بایدازنبات که تغذیه ،رشد وتولید ازویژگی های آنست به مرحله ی حیوانی دست یابدکه درآن قوای ادراکی وتحریکی فعال است وازآن جابه مرحله ی انسانی که تعدیل  قوای  ادراکی  و تحریکی وحاکمیت عقل واندیشه بردیگرقوااست وارد شود. اگر  کفه ی اندیشه وصفات ملکی واخلاقی با  تمام  ویژگی های تعدیل شده ی انسانی بر  شهوت و  غضب های رها  شده  نچربد، تنها صورت و  ظاهر  انسانی می ماندوبس ! بیان حکیمانه ی مولوی ، شاعروعارف قرن هفتم ،اشاره ای زیبا به این حقیقت است:
ای برادر! تو  همان اندیشه ای            مابقی ،خود استخوان و ریشه ای

گربوداندیشه ات ،گل ،گلشنی         ور بود خاری ،تو    هیمه ی گلخنی

بااین بیان آیا می توان زندگی جنایتکارانی همچون هیتلر، صدام،شارون و...رازندگی انسانی دانست ؟ آیا آن ها ازخوی وحشیانه ی حیوانی وتامین نیازهای نباتی شان گذشتند؟بی شک ارتکاب این همه جنایت وکشت وکشتاردر فلسطین اشغالی که اوج آن درصبراوشتیلا به ظهوررسید،چیزی جزبروز ماهیت حقیقی حیوانی شارون نبوده است!وچه عبرت انگیزبودسرانجام نباتی این حیوان خونریز؛ یعنی پست ترازحیوان شدن بلکه به مرحله جمادرسیدن ، یعنی ازنبات هم فروتر!این سزای چنین جانورانی است.

/ 0 نظر / 18 بازدید