خاطرات سرزمین وحی(4)

پرچم شیعه​گری در قلب وهابی​ها

خیلی دوست داشتم سری به مسجد شیخ عمری بزنم اما تا حال زمینه ایجاد نشد. امروز دم ظهر به اتفاق حاج محمد تقی و حاج ابراهیم با ده ریال سعودی دربست رفتیم دم در باغ شیخ عمری .ماشاءالله عجب باغ بزرگی!. مسجد معروف به مسجد شیخ عمری در داخل آن باغ بزرگ واقع است. چون اذان ظهر را گفته بودند، فرصت نکردیم، گشتی در باغ بزنیم، صاف رفتیم داخل مسجد.

 یک لحظه احساس کردم در مسجدی از ایران هستم. روحم تازه شد با تلفن همراه چند عکس از زاویه​های مختلف مسجد گرفتم. شعارها ونوشته​های داخل مسجدگویای کاملی از شیعه​گری بود. در مدت نزدیک به یک ماه مهری در مسجدالنبی ندیده بودیم. دلمان برای دعای فرج دسته جمعی ، صلوات با عجل فرجهم، اذان با«اشهدان علیا ولی الله و دعاهای بعد از نماز  و تعقیبات آن، حسابی تنگ شده بود. وقتی اذان شروع نماز را  موذن  شیعی  عرب با صدای دل نشینش می​گفت: گویی دلم داشت از جا کنده می​شد، احساس یک پرنده‌ی در قفسی را داشتم که تازه او را در یک هوای خوب بهاری ازقفس بیرون انداخته باشند. این احساس همه​ی ایرانی هایی است که به مسجد شیخ عمری می​آیند.

 نماز ظهر و عصر رابه جماعت خواندیم. بین دونماز امام جماعت چند دقیقه​ای درباره​ی مبطلات روزه صحبت کرد. در طول این چند دقیقه داشتم فکر می​کردم که چقدر این آدم​ها مقاوم هستند و نزد اهلبیت(علیهم السلام) اجر و قرب دارند ؛چرا که بیخ گوش وهابی​های متعصب که دشمن خونی شیعیان هستند، دم از علی و اولادعلی (ع ) می​زنند و برنامه​های مذهبی خودشان را بدون کم وکاست در این مسجد که پایگاه محوری شیعیان مدینه است، برپا می​کنند. توی دلم برای این پاک دینان علوی درود فرستادم و دعا کردم.

بعد از نماز کمی اطراف باغ و نخلستان گشت زدیم و عکس گرفتیم.خواستیم برگردیم که جوان شیعه​ی عربی با اصرار تمام ما را باماشین خودش به بدرالعولی، مقصدمان،رساند و ارادتش به شیعه​ی ایرانی را با دادن بسته​ای خرما و چند کتاب دعا و مناسک،گویا کامل کرد. جوان پرشوری بود. شدیداً عاشق اهلبیت (ع) و دوستدار شیعیان.دلش مثل ما تنگ بود. خدا او را در همه جا هست، موفق بگرداند.

مدینه – مسجد و باغ شیخ عمری-7رمضان 1431/27مرداد1389431

 

/ 0 نظر / 6 بازدید