خاکی تر از خاک !

اگر آ ن هارا در میان خودمان نمی دیدیم شاید فکر می کردیم ،از جنس ما نیستند گرچه حقیقتا از جنس ما نبودند !نمی خواهم آن ها را به عرش برسانم گرچه آن ها خود به عرش رسیده بودند . می خواهم بگویم آن ها زمینی بودند ، مثل من وتو ! مثل من وتو می آمدند، می رفتند ، می خندیدند، گریه می کردند . توی کوچه ،خیابان ، بازار ، مسجد ، دانشگاه  ، حوزه ،دولت ، مجلس و...همه جا حضور داشتند اما کوچه وخیابانی نبودند ؛ بازاری بودند ولی سوداگر نبو دند. دانشگاه وحوزه ی آن ها تنها مراکز خاص آموزشی شناخته شده نبود  ، همیشه ودر هر جایی پی کسب معرفت بودند .دولت ومجلس و...برای آن ها نام ونان آور نبود که آن ها اصولا اهل نام ونان نبودند !
فرشته نبودند ، آدم بودند! خاک نبودند ، خاکی بودند! آسمان نبودند ، آسمانی بودند!
آب نبودند،آبی بودند! و...زمینی بودند ولی به زمین نچسبیدند هم چنان که به آب
وخاک وباد وآتش تعلق نداشتند . آن ها مرد بودند واهل درد ؛قولشان قول بود وعشقشان، عشق !نگاه آبی وآبکی نداشتند . گرچه همیشه سر به زیر بودند اما نگاهشان آسمانی وافلاکی بود ؛ نمی شد تمام نقطه های نگاهشان را تعقیب کرد ! آن ها کم حرف بودند ولی دنیایی حرف در سینه داشتند .آن چه  راز آن ها را  فاش  می کرد ، آه وناله شبانه و بغض های همیشگی نترکیده شان بود .همتشان کوه هارا جابه جا می کرد چراکه خود ، کوه بودند !

عاشق شب ، ستاره وسحر بودند؛ معلوم بود آن ها اصلا این جایی نیستند ! بزرگ وکوچک ، باسواد و بی سواد ، کشاورز واستاد دانشگاه و کارگر و تاجر نداشتند ، همه وهمه یکی و آن سویی بودند و زیر یک پرچم . آن روزها ، عطر حضورشان همه جا پخش بودواین روزها هم نام ویاد وحتی استخوان وپلاکشان ، دوباره فضای جامعه را عطر آگین کرده است . یادمان باشد به تک تک آن ها مدیونیم !

/ 1 نظر / 14 بازدید
M.Darabi

سلام وبلاگ بسیار خوبی دارید آقای احمدی منتظر مطالب مخصوص کتب ادبیات و زبان فارسی سوم دبیرستان هستیم. تشکر