آتش دربارن

 

درماه مبارک رمضان امسال سه نقطه ی جغرافیایی متفاوت رابرای ماندن چندروزه،تجربه کردم؛مکه ی معظمه،قم مقدس ومازندران سرسبز. ازمکه وقم آتش می بارید،آتش سوزنده ومرگباروازمازندران،باران باشدت هرچه تمامتر.خدامی داندکه ازآتش مرگبارمکه وقم نسوختم ولی ازباران پرلطافت شمال جانم آتش گرفت نه اینکه اهل باران ولطافت نباشم .من فرزندشمال وبارانم،زاییده ی سرسبزی وطراوتم.باباران میانه ی خوبی دارم،اصلا باباران زنده ام.اهل جنگل ودریاودشتم.معنی لطافت وباران وآب وسرسبزی ورویش رابهترازدیگران می فهمم.با این همه ازباران ولطافتش،برای چندمین بار،سوختم،آتش گرفتم بلکه خاکسترشدم.نه ازخودباران وطبع لطیف خدادادی ذاتی اش بلکه ازتصرف انسان های آلوده وسودجودرآن، ازاین که این زیبایی حیرت انگیزرادست مایه ی ناپاکی وآلودگی قرارداده اند،ازاینکه درفضای سبزملکوتی جاذبه های آسمانی طبیعی،جاذبه های خزه وارزمینی شیطانی درحال رویش است!سوختم ازاینکه دیدم این بارانی که درلطافت طبعش خلاف نیست قراراست برشوره زارببارد،شوره زارقلب های گردگرفته وسیاه شده ورها!حیفم آمدکه ببینم چنین زمینه ی رویشی راامثال حقیرغافل ناسپاس،بابینش مادی وگرایش زمینی خودبه زمین بایرغیرکشت تبدیل کرده ایم.تاسف خوردم ازاین که دیدم دراین جایی که بایدپرچم خدابلندباشد،لوای شیطان بلندشده است.خجالت کشیدم،آب شدم،عرق کردم ازدیدن بی مبالاتی بعضی آدم ها،افسارگسیختگی عده ای نادان وجنگیدن باخداودوستانش درماه ضیافت الهی،درزمانی که سفره ی الهی اش برای همه پهن شده است .یادمان باشدباران برای روییدن پاکی هاست.

/ 0 نظر / 11 بازدید